خانه‌ی ملی گفتگوی آزاد از « خانه ملی گفتگوی آزاد » چه می دانید؟

خانه‌ی ملی گفتگوی آزاد از « خانه ملی گفتگوی آزاد » چه می دانید؟
نشریه دانشگاه امیركبیر، 23/1/88
- اصلاً این حرکت، یک حرکت سیاسی نیست.
من با توجه به این سؤالات صحبت می کنم. تنها مطالبی را می گویم که در شأن من و کار من باشد. کارهای اجرایی مثلا این که نهاد ها در کرسی ها چه کار باید بکنند را باید بروید از دبیر هیئت نظارت بر کرسی ها بپرسید. من رئیس هیئت نظارت بر کرسی های نظریه پردازی هستم، مسئول آن کارهای مدیریتی، اجرایی، ارتباطی روزمره، دبیر هیئت است؛ آقای دکتر واسعی. من آن قسمت هایی را که جنبه ی نظری دارند عرض می کنم.

کرسی علمی که به انواع کرسی های نظریه پردازی، نوآوری و نقد تقسیم می شود عبارت است از: مسند علمی ثابتی که برای حمایت از نظریه ها و نقد ها و داوری درباره ی آن ها تأسیس می شود، که نوعا یکی از شخصیت های علمی نخبه ی موجه رشته ی مربوط به آن کرسی، رئیس آن کرسی می شود و جمعی از صاحب نظران دارای رتبه در آن حوزه، شورای علمی و اعضای پیوسته ی آن کرسی می شوند. طیفی از صاحب نظران از دانشگاه های مختلف، از حوزه های علمیه، از تهران و از دیگر استان ها که نمی توانند ارتباط مستمر با آن کرسی داشته باشند، به عنوان اعضای وابسته با هر کرسی همکاری می کنند. در حال حاضر در مجموع 15 کرسی علمی در دبیرخانه ی هیئت حمایت از کرسی ها تأسیس شده و فعال است. جدیداً هم برای سال 89، دو کرسی جدید تصویب شده، یکی کرسی فلسفه ی علوم، دیگری کرسی تاریخ و تمدن. اما کرسی ها گاه برای ارائه ی نظریات جدید تشکیل می شوند. در واقع به تعبیر دقیق تر، جلسات دفاع و داوری برای قضاوت و ارزیابی مدعاهای جدید تشکیل می شود؛ که یک صاحب نظری می گوید: من نظریه ی جدیدی دارم، یا علمی جدید تأسیس کرده ام، یا یک نوآورده دارم که در حد نظریه نیست ولی جدید است، یا نقد جدیدی نسبت به نظریه ها، علوم و نظرات موجود دارم. با شرایطی اجلاسیه در حضور شورای داوری و کمیته ی ناقدان تشکیل می شود؛ هر چند جلسه که لازم باشد، نظرات مطرح می شود، پرسش ها مطرح می شود، نقد ها انجام می شود، دفاع ها صورت می گیرد، تا این که جمع به کفایت مذاکرات علمی می رسند. وقتی رسیدند، جلسه ی محرمانه ای برای داوری با حضور اعضای داوران و بدون حضور ناقدان و صاحب نظر تشکیل می شود و قضاوت می کنند و می گویند این نظریه بود، بالاتر از نظریه بود، پایین تر از نظریه بود، یا نقد بود. و هر کدام از این ها که بود چه امتیازی می شود به آن داد؟ یک نوآورده و یک مدعا ممکن است بین 0 تا 100 احراز کند؛ اگر امتیاز به 60 رسید، مقبول قلمداد می شود. بالای 60 هم دیگر رتبه ی آن نظر را مشخص می کند.

اما کرسی های آزاداندیشی به آن نشست هایی می گویند که افراد برای اظهار نظر های غیر متعارف خودشان در حضور جمع نخبه تشکیل می دهند. آنجا بنا نیست که داوری بشود و امتیاز داده شود و رتبه تعیین شود، بلکه مجالی است برای ارائه ی نظرات مخالف و مغایر و متفاوت با نظرات شایع و رایج. لهذا ما در کرسی های آزاد اندیشی شورای داوری و امتیازدهی نهایی نداریم. اما کمیته های ناقد داریم؛ ناقدانی وجود دارند و نظریات فرد را نقد می کنند. کرسی های مناظره هم کرسی هایی است که دو صاحب نظر در تقابل با یکدیگر، به مواجهه ی علمی حضوری می پردازند و حرف های متفاوتشان را با هم رد و بدل می کنند و همدیگر را نقد می کنند تا هر کس که توانست، نظریات خودش را به کرسی اثبات برساند. البته کرسی های مناظره، شورای داوری دارد. کمیته ی ناقدان هم دارد.

در خصوص جایگاه کرسی ها، کرسی ها از یک نظر دو نوع هستند: کرسی های علمی و کرسی های ترویجی. کرسی های علمی، جلساتی هستند که برای دفاع و داوری راجع به یک نظر جدید، چه ایجابی و چه سلبی، تحت حمایت از کرسی های نظریه پردازی و در چهارچوب فرآیند مصوب تشکیل می شود، که اگر تشکیل شد آثار حقوقی بر آن مترتب است. در ارتقای اعضای هیئت علمی مؤثر است. در این که احیاناً بنیاد ملی نخبگان امتیازاتی قائل شود، خدماتی را ارائه کند، به جشنواره های علمی بین المللی مثل جشنواره ی فارابی او را معرفی کند، جایزه بدهد و سایر آثار حقوقی که به آن کرسی و جشنواره تعلق دارد، موثر است.

اما کرسی ها و اجلاسیه های ترویجی همان طور که از اسمش پیداست، صرفاً جنبه ی ترویجی دارد و بیش تر برای نشاط علمی و ایجاد فضای باز برای ارائه ی نظرات رقیب و مخالف و متفاوت تشکیل می شود و آثار حقوقی بر آن مترتب نیست.

مشکلاتی که پیش روی هیئت حمایت از کرسی های نظریه پردازی و برگزاری کرسی های و اجلاسیه های دفاع و داوری وجود دارد، بسیار است. از فقر علمی که متأسفانه در جامعه، ما از آن رنج می بریم و نظریه پرداز کم داریم، نوآور کم داریم، نقد علمی ارزشمند و در خور ارائه کم داریم. فقر علمی، اول مشکل است و اگر فقر علمی نبود، نظریه بود، نوآوری بود، نقد علمی منطق مند و روش مند وجود داشت، خود به خود در جامعه رونق علمی، نشاط فکری و تضارب آرا اتفاق می افتد و نوآورده پنهان نمی ماند: پری رو تاب مستوری ندارد. این اول مشکل است.

اما فقر علمی ناشی از چیست؟ ناشی از چندین و چند علت و عامل است. از جمله ی آن ها فقدان جرأت است، خودسانسوری است. خود سانسوری و فقدان جرأت یک عامل درون خیز است. خودسانسوری به این معنا که از بیرون، کسی چیزی را بر کسی تحمیل نمی کند، محدودیتی اعمال نمی کند. خود افراد اگر بیایند و بدانند که اگر این حرف را زدند، جامعه ی علمی با آن ها چگونه مواجه خواهد شد، از اظهار نظر خودداری می کنند. یا احیاناً اگر بدانند قانون چگونه با آن ها برخورد می کند، پیشاپیش خود سانسوری می کنند؛ در حالی که تجربه ی فراوانی از مواردی داریم که نظریه های جدی مخالف با نظام، قانون اساسی، دین و سیاست های کشور مطرح شده است و کسی هم با آن ها برخورد نکرده است. شاهدش نظرات و مقالات ضد دینی است که از زیر سؤال بردن توحید و نبوت و وحی و قرآن گرفته تا سایر عقاید دینی در این مقالات مطرح می شود؛ کسی هم به جرم چنین مقاله و اظهار نظری بازداشت نشده است. حال اگر کسی نظر عقیدتی هم دارد و در این حال فعالیت سیاسی می کند، احیاناً خلاف امنیت اقدام می کند و به این دلیل بازداشت می شود، به این دلیل نیست که نظریه ی عقیدتی در حوزه ی کلام یا فلسفه داده است و بازداشت شده است. لهذا این خود سانسوری از جمله موانع است. فقدان جرأت، که اعتماد به نفس در جامعه ی علمی ما پایین است؛ و به همین جهت ممکن است جرقه های نویی در اذهان اهل علم، چه در حوزه و چه در دانشگاه زده بشود، اما فقد جرأت اجازه ی طرح آن و ابراز آن را ندهد. این مانع دیگری است که متأسفانه تأثیر خودش را در رفتارهای علمی نخبگان ما بر جای می گذارد.

بعد از قضایای اخیر، حضرت آقا در جلسه ای که با دانشجویان و بعد هم با اساتید داشتند، گفتند که کرسی های آزاد فکری را در دانشگاه برگزار کنید. به نظر می رسد که کرسی های برگزار شده در مورد موضوعات اخیر و موضوعات سیاسی پیش پا افتاده بود. این یک مقدار با آن کرسی های نظریه پردازی متفاوت است.

ما دو دستگاه داریم که متولی این کرسی هاست. یکی هیئت حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره که 6 سال پیش، یک سال بعد از پیام حضرت آقا در خصوص نهضت نرم افزاری به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است. بعد ها نهاد دیگری تأسیس شد و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید با عنوان «خانه ی ملی گفتگوی آزاد» که متولی کرسی های آزاد اندیشی است. مقر هیئت حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نزدیک دو سال، فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی بود؛ فعالیت های اولیه ای شد ولی شکوفا نشد. بعد از حدود 2 سال، به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، مقرش به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه ی اسلامی منتقل شد و مدیریتش به پژوهشگاه سپرده شد، که تدریجا فعال شد و الان هم گسترش پیدا کرده است و به صورت یک نهاد مرجع، در علم سنجی کشور نقش آفرینی می کند. اما خانه ی ملی گفتگوی آزاد به دلیل این که هیچ گونه امکاناتی فراهم نشد و به رغم این که در ماده ی واحده ای که تأسیس خانه ی ملی گفتگوی آزاد و اساس نامه اش به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و در آن تأکید شده بود که دولت باید امکانات لازم و اعتبارات مورد نیاز را تأمین کند، تأمین نشده است. بنابر این خانه ی ملی گفتگوی آزاد اصلا تأسیس نشده و فعال هم نمی تواند باشد؛ چرا که دو تا مشکل دارد: 1- تأمین بودجه، مکان و امکانات. 2- تأمین لوازم حقوقی تأسیس چنین خانه ای و برگزاری چنین کرسی هایی. برای این که در خانه ی ملی گفتگوی آزاد، طبق اساس نامه هر کسی می تواند هر سخنی را ولو ضد توحید و ضد اساس نظام بزند. حتی اگر در حدی که برای اسقاط نظام نظریه بدهد؛ ولی حرفش نظری باشد، می تواند عرضه شود. خب، ارائه ی چنین نظراتی لازمه اش این است که از لحاظ حقوقی (قضایی و امنیتی) تأمین مناسب فراهم شود، و این مسئله حل نشد. من طی مکاتبه ای با رئیس وقت قوه ی قضاییه و وزیر وقت اطلاعات، این را نوشتم که شما تدابیر لازم را برای حل وجه قضایی و وجه امنیتی شروع چنین مؤسسه ای بیندیشید، ولی جوابی نیامد. در نتیجه چون بودجه، امکان، مکان و امکانات مورد نیاز به رغم مکاتباتی که ما کرده ایم فراهم نشده است و هنوز تمهیدات لازم از لحاظ قضایی و امنیتی اندیشیده نشده است، آن خانه تأسیس و فعال نشده است.

خانه ی ملی گفت و گو هم زیر نظر پژوهشگاه است؟

آن هم در طول حمایت از کرسی هاست، ولی دستگاه مستقلی است. اساس نامه ی مستقلی برایش تصویب شده است. پژوهشگاه هم متعهد بودجه و امکانات لازم خانه ی ملی گفتگوی آزاد نیست؛ ولی بودجه و امکانات مورد نیاز هیئت را از محل اعتبارات خودش تأمین کرده و فعال کرده است. ولی برایش مقدور نیست که با تعطیل طرح ها و برنامه هایش، خانه ی ملی را هم فعال کند. ضمن این که مسئله ی خانه ی ملی فراتر از هیئت است و مسائل دیگری هم دارد. لهذا مقام معظم رهبری اگر بر فعال شدن اجلاسیه ها ، جلسات، همایش ها، هم اندیشی ها، کرسی های آزاد اندیشی و آزاد فکری تأکید فرمودند، به این جهت است که اصولاً لوازم تأسیس و فعال شدن خانه ملی گفتگوی آزاد و مسئولین و مصادر امور فراهم نشده است و آن، راه نیفتاده است. علاوه بر اینکه برگزاری کرسی های آزاد اندیشی لزوماً در گرو تأسیس آن خانه نیست؛ دانشگاه ها، پژوهشگاه ها، حوزه های علمیه، مؤسسات فرهنگی، تشکل های اساتید و تشکل های دانشجویی می توانند کرسی های آزاد اندیشی را فعال کنند و لزوماً نباید نهادی این کار را انجام دهد. این بیشتر یک نوع فعالیت فکری- اجتماعی است تا علمی محض، در نتیجه هیچ منعی و محدودیتی برای ورود تشکل ها و دستگاه ها و مؤسسات در آن عرصه نیست.

اگر تشکل ها بخواهند این کار را در دانشگاه ها انجام دهند، آن تضمین حقوقی لازم را چگونه باید کسب کنند؟

همان طور که هر دستگاهی هر فعالیتی که می کند، می رود و از مراجع قانونی مجوز می گیرد؛ می توانند بروند و مجوز بگیرند. همانطور که در دانشگاه، اساتید و دانشجویان می توانند تظاهرات برگزار کنند؛ اگر از وزارت کشور مجوز بگیرند، با وزارت اطلاعات هماهنگ کنند و با قوه قضاییه هماهنگ کرده باشند، این کار را هم می توانند انجام دهند. دانشگاه های تهران می توانند با هماهنگی مصادر امور، کرسی های آزاداندیشی را فعال کنند و کسی جلویشان را نمی گیرد. بنابراین پاسخگوی این پرسش مقام معظم رهبری، همه حوزه های علمیه، همه دانشگاه ها و همه دستگاه های علمی ذی ربط اند، از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی حوزه های علمیه. بنابراین یا باید امکانات و لوازم سخت افزاری و نرم افزاری تأسیس خانه ی ملی گفتگوی آزاد فراهم شود تا فعال شود، و یا به دلیل فقدان، ممنوعیت و محدودیت، هر دستگاهی که دسترسی دارد، کرسی های آزاد اندیشی را فعال کند.

با توجه به این که بسیج دانشگاه امیرکبیر چند جلسه ای را از این جلسات برگزار کرده است، سؤالی که مطرح می شود این است که محدوده ی آزادی بیان در چه سطحی می تواند باشد؟ یعنی شرایطش این باشد که کاملا آزاد باشد یا نه؟

بله، کرسی های آزاد اندیشی محدودیتی ندارد. در کرسی های علمی نظریه پردازی و نقد و مناظره هم خط قرمز نداریم. منتها تفاوتش در این است که در این کرسی ها از نوع دوم، داورانی می نشینند،که باید در چهارچوب ضوابط علمی و منطق علمی مربوط سخن گفته شود، و داوری می شود و امتیاز داده می شود؛ تفاوت در این است. و گرنه این طور نیست که ما بگوییم تا این جا می توانید حرف نویتان را بیان کنید و بعد از این نمی توانید.

منتها آن جایی که آثار اجتماعی و آثار سیاسی دارد، در مرجعی به نام خانه ی ملی گفتگوی آزاد باید مطرح شود تا به صورت تدبیر شده ای، مسایل سیاسی و امنیتی قضیه، حل شود که عوارضی نداشته باشد.

آیا به جز دو مشکلی که در مورد خانه ی ملی گفتگوی آزاد فرمودید، بقیه ی مشکلات و لوازمش پیش بینی شده است یا نه؟ مثل آیین نامه برای گفت و گو ها و موارد دیگر.

آن دو مشکلی که گفتم، اگر حل بشود بقیه ی مشکلات هم حل می شود. اگر مؤسسه تشکیل بشود، آن گاه آیین نامه اش باید تصویب شود. اصلاً امکانی فراهم نشده است که این تأسیس شود. الان 4 سال است که اساس نامه اش تصویب شده است. به رغم مکاتبات زیاد و مذاکرات فراوان برای تأمین مکان و امکانات و بودجه، مصادر امور آن ها را تأمین نکرده اند. در نتیجه آن مسکوت ماند.

با توجه به این که در سخنرانی مقام معظم رهبری، خطاب ایشان بیش تر به دانشگاه های صنعتی بوده است، شما بیش تر چه نوع موضوعاتی را پیشنهاد می کنید؟

هر حوزه ی نظری که ظرفیت و استعداد حرف نو زدن را دارد باید وارد شود و نظرات جدید در معرض قرار بگیرد. محدودیتی ندارد که بگوییم چه حوزه ای؛ همه ی حوزه ها. حالا کسی در قلمروی فلسفه حرفی دارد، دیگری در معرفت شناسی، سومی در علوم قرآن و حدیث، چهارمی در حقوق، دیگری در اصول، یکی دیگر در جامعه شناسی، سایر در اقتصاد، شخص دیگری در مدیریت، و یکی هم در شیمی، آن یکی در فیزیک، و دیگری هم در ریاضیات.

اولویت را با کدام بحث ها می گذارید؟ آیا بحث های سیاسی اولویت ندارند؟

اصلا کرسی های علمی، منشأ و مقصد سیاسی ندارند. یک کار علمی را سیاسی نکنیم. اصلاً این حرکت، یک حرکت سیاسی نیست. سیاسی کردن این حرکت، سم مهلک است. این که در جامعه از طریق رسانه ها، آراء سیاسی، نظرات سیاسی و سلایق مختلف سیاسی باید با هم مواجه شوند و بستر مناسبی برای عرضه و احیانا تعارض، چالش و تضارب در مباحث سیاسی باید به وجود بیاید، به جای خود؛ این یک مقوله است، ولی مسایل کرسی های نظریه پردازی نه منشأ سیاسی داشته و نه مقصد سیاسی دارد. این یک کار علمی است برای توسعه ی علم، تولید معرفت، استقلال علمی کشور و برای این که ما از زیر دِین غرب خصوصاً در حوزه ی علوم انسانی خارج شویم. این ها اغراض اصلی است.

اما در عین حال، مباحث مربوط به عرصه ی سیاست و احزاب و تشکل ها و سلایق سیاسی به جای خود، و عالم خاص خودش را دارد. و در این جا رسانه ها باید فعال شوند و خود احزاب باید فعال شوند.

به طور کلی نسبت بین مناظره و رسیدن به حقیقت چگونه است؟ چون افرادی که در دانشگاه می آیند صحبت می کنند، مبانی فکری شان شکل گرفته است و هر کدام چهارچوب فکری خودشان را دارند.

مناظره همواره برای این انجام نمی شود که دو طرف مناظره قانع شوند. ممکن است نظر دو طرف مناظره تغییر نکند، هر کدام در پارادایم فکری خودشان فکر می کنند و هیچ کدام هم قانع نمی شوند. اما شاهدان و حضار، آن گاه که حرف های دو صاحب نظر را در دفاع و نقد نظریات خود و رقیب می شنوند، این مخاطبان و حضار و شاهدان اند که به انتخاب می رسند و به حقیقت دست پیدا می کنند. و الا ممکن است صاحب نظران هیچ گاه نظرشان تغییر نکند. گر چه هیچ محال نیست و امکان تغییر نظر صاحب نظران و طرفین مناظره هم هست.